تبليغاتX
آلنج - زندگی

آلنج

به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد ، چینی نازک تنهایی من.

زندگی

                     

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودی است

که ئنگاه من در نی نی چشمان تو خودرا ویران می سازد

ودر این حسی است

که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت

در اتاقی که به اندازه ی یک تنهایی است

دل من

که به اندازه ی یک عشق است

به بهانه های ساده ی خوشبختی می نگرد

به زوال زیبای گلها در گلدان

به نهالی که تو در باغچه ی خانه مان کاشته ای

و به آواز قناریها

که به اندازه ی یک پنجره می خوانند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:3  توسط وحید اسماعیلی  |