به کجا چنین شتابان؟
به کجا چنین شتابان؟


به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید:
«دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان»
«همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم...»
«به کجا چنین شتابان؟»
«به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم»
«سفرت بخیر اما تو و دوستی خدارا
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا.»
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:17  توسط وحید اسماعیلی
|
