تبليغاتX
آلنج

آلنج

به سراغ من اگر می آیید ، نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد ، چینی نازک تنهایی من.

مکوندن و سوختن و ساختن

هر چه انجام مي دهم . براي توست

به چشم هايم نگاه كن تا ببيني

كه برايم چه معنايي داري

در قلبت كاوش كن.در روحت كاوش كن

و هنگامي كه مرا آنجا يافتي ديگر كاوش نخواهي كرد

به من نگو كه ارزش سعي كردن را ندارد

هر چه انجام مي دهم براي توست

به درون قلبم بنگر تا دريايي

آنجا چيزي براي پنهان كردن نيست

مرا همانگونه كه هستم بپذير زندگي ام را بپذير

همه را ارزاني خواهم كرد.همه را فدا خواهم كرد

به من نگو ارزش جنگيدن برايش را ندارد

نمي توانم خودداري كنم چيزي بيشتر از اين نمي خواهم

مي داني كه حقيقت دارد

هر چه انجام مي دهم براي توست

عشقي همچون عشق تو نيست

و هيچكس نمي تواند عشق بيشتري ارزاني كند

جايي نيست مگر انجا كه تو هستي

همه وقثت. همه جا

به من نگو آن ارزش سعي كردن برايش را ندارد

نمي توانم خودداري كنم چيزي نيست كه بيشتر از اين بخواهم

برايت مي جنگم برايت مي ميرم

مي داني كه حقيقت دارد

هر چه انجام مي دهم براي توست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 15:24  توسط وحید اسماعیلی  | 

خدایا

 

خدایا

من در کابه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم

که تو در عرش کبریایی خود نیز نداری

من در این کلبه ی خود چون تویی دارم و

تو مانند خویش نداری.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 15:12  توسط وحید اسماعیلی  | 

نگاه

یکی را دوست میدارم 

ولی افسوس او هرگز نمی داند

نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاهم

که او را دوست می دارم

ولی افسوس که او هرگزنگاهم را نمی خواند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:58  توسط وحید اسماعیلی  |